بسیاری نمیدانند
-وقتی رژه میروند -
دشمن پیشقراولشان است.
صدایی که به آنها فرمان میدهد صدای دشمنانشان است.
آن که از دشمن سخن میگوید
خود دشمن است.
پس از قیام هفده ژوئن
سخنگوی کانون نویسندگان دستور داد
در خیابان استالین اعلامیههایی پخش کنند
که روی آنها نوشته شده بود:
ملت اعتماد دولت را از دست داده است
و آن را تنها با کارِ مضاعف
دوباره به دست خواهد آورد.
آیا سادهتر نبود که دولت
ملت را منحل میکرد
و ملت دیگری برای خود برمیگزید؟
آن که هنوز زنده است،
نگوید «هرگز»،
آن چه ثابت و پابرجاست،
ثابت و پابرجا نیست،
دنیا این چنین که هست نمیماند.
کسی نخواهد گفت: آن زمانها که درخت فندق در باد تکان میخورد.
بلکه: آن زمان که یاوهگو انسانها را سرکوب میکرد.
کسی نخواهد گفت: آن زمانها که کودک سنگریزه را در نهر تند آب قل داد.
بلکه: آن زمانها که جنگهای بزرگ را تدارک میدیدند.
کسی نخواهد گفت: آن زمان که زن به اتاق میرفت.
بلکه: آن زمان که قدرتهای بزرگ علیه انسانها متحد شدند.
و نیز کسی نخواهد گفت: روزگاران ظلمانی و تار بود.
بلکه خواهند گفت: چرا شاعران سکوت کردند؟
احتمال دارد در سرزمینمان خیلی چیزها آن طور که باید پیش نرود.
اما احدی نمیتواند در این تردید کند که تبلیغات عالی است.
حتا گرسنگان هم اعتراف میکنند
که سخنرانیهای وزیر بهداشت و تغذیه حرف ندارد.
|
+| نوشته شده توسط
بابک فروتن در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388
|